سلام به همه واقعا نمیدونید الان چه احساسی دارم از اینکه بالاخره از دست این خلفای عباسی نجات پیدا کردم نمیزاشتن کسی به حرفام گوش بده واقعا منو منزوی و خلوت نشین کردن تا این که دیروز ابو مسلم برادرزاده خاله احمد ابن حسین نوه 5م عایشه که از بلاد کفار برگشته بود برام یه چمدون اورد اونو باز کردم دیدم بابا اینترنت چمدونیه سریع اومدم اول یه بلاگ زدم که حرفامو واسه همه بگم بگم از این خلفای عباسی چی کشیدم بگم تا همه بدونن حق منو خوردن من باید خلیفه میشدم ..
مامان (حق حق شادی از ارتباط ) چرا منو نزاشتن خلیفه بشم ومگه حقه من نبود ؟! ملت بشنوین من و نزاشتن برم حکومت کنم ! انداختن تو حبس خونگی !! زندگیمو سیاه کردن ! نذاشتن بیام مردم رو ارشاد کنم ! بهشون یاد بدم چه غذایی بخورن ، چه تفریحی بکنن ، مامااااااااااااااااااااااااااااااااان (حق حق زاری ) من خلیفمو میخوام .......... من مصندمو میخوام .......... من معروفیتمو میخوام........!!!!!
خیله خوب ننه ارومم چادرتو بکش رو سرت تو اینترنت نامحرم هست میبینتد معصیت میشه اه!!!
از این به بعد اینجا مینویسم تا مردم بدونن من چی کشیدم
مامان (حق حق شادی از ارتباط ) چرا منو نزاشتن خلیفه بشم ومگه حقه من نبود ؟! ملت بشنوین من و نزاشتن برم حکومت کنم ! انداختن تو حبس خونگی !! زندگیمو سیاه کردن ! نذاشتن بیام مردم رو ارشاد کنم ! بهشون یاد بدم چه غذایی بخورن ، چه تفریحی بکنن ، مامااااااااااااااااااااااااااااااااان (حق حق زاری ) من خلیفمو میخوام .......... من مصندمو میخوام .......... من معروفیتمو میخوام........!!!!!
خیله خوب ننه ارومم چادرتو بکش رو سرت تو اینترنت نامحرم هست میبینتد معصیت میشه اه!!!
از این به بعد اینجا مینویسم تا مردم بدونن من چی کشیدم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر